خرید بک لینک


رابطه خوب مثل رابطه دست وچشم است

وقتي دست زخمي ميشه ؛ چشم گريه مي كنه

وقتي چشم گريه ميكنه؛ دست گريه رو پاك ميكنه


برچسب: نویسنده: حمید هیدجی تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1391 ساعت: 20:20

در این قسمت با خواص آویشن آشنا می شوید:

پیتزا بدون پودر آویشن هرگز مزه پیتزا نخواهد داد!

ولی آویشن علاوه بر طعم فوق العاده ای که به پیتزا و لازانیا می دهد خواص فوق العاده ای هم دارد:

آویشن یکی از گران بها ترین گیاهان دارویی روی زمین است، زیرا مواد گوناگون و فوق العاده موثری در آن وجود دارد که بدون اغراق به اندازه مجموعه داروهای یک داروخانه در وجود آدمی تأثیر و در درمان بیماری های مختلف اعجاز می کند.

خاصیتی که در رأس همه خواص آویشن قرار دارد وجود آنتی بیوتیک های قوی در آن است.

آویشن خاصیت ضد باکتری، ضد قارچی و ضد انگلی دارد و ضد عفونی کننده خیلی قوی است، به همین جهت آن را مثل آنتی بیوتیک ها در بیماری های میکروبی و عفونت های داخلی بدن (به طور جوشانده یا دم کرده) تجویز می کنند و نیز از اسانس آن یک نوع ادکلن، به منظور ضد عفونی کردن و نیز صابون برای تمیز کردن دست در جراحی درست شده است.

آویشن برای دردمفاصل ، نقرس و درد سیاتیک موثر است و برای تقویت اعصاب، درمان افسردگی، خستگی و بیخوابی مفید بوده و همچنین نشاط آور است. مقوی معده بوده و به علت عطر و طعم مطبوعی که دارد، یک داروی اشتها آور و هاضم غذا است

مصرف آویشن به صورت جوشانده برای درمان بیماری های ریوی، ، تنگی نفس ، زکام، برونشیت، آسم، گریپ، سیاه سرفه و آنژین مفید بوده و خلط آور خوبی است

آویشن ترشح آب دهان ترشح عرق و ادراررا زیاد می کند

آویشن گازهای روده ها را جذب کرده و از بین برده و در درمان نفخ معده و روده ها مؤثر است

- خاصیت ضد میکروبی آویشن به جهت وجود ماده تیمول( Thymol) در آن است ولی با توجه به این كه تیمول خاصیت سمی نیز دارد، در مصرف آویشن زیاده روی نكنید.

برای استفاده از خواص دارویی آویشن :

10 گرم آویشن را در یك لیتر آب ریخته و جوشانده آن را در طول روز میل كنید

برچسب: نویسنده: حمید هیدجی تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1391 ساعت: 20:20


بهترین دوست کسی است که بتوانی با صدای بلند در برابرش فکر کنی

دوستت دارم نه به خاطر شخصیتت بلکه به خاطر شخصیتی که از با تو بودن می گیرم

(گابریل گارسیا مارکز)


برچسب: نویسنده: حمید هیدجی تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1391 ساعت: 20:20

قلبها دریچه نفوذ ند و...

صادق ترین نافذ پایدارترین میهمان ...

برچسب: نویسنده: حمید هیدجی تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1391 ساعت: 20:20

اساس عقل بعد از ایمان به خداوند

دوستی بامردم است

برچسب: نویسنده: حمید هیدجی تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1391 ساعت: 20:20

میلاد

پیام آور اسلام

پیام آور نظافت و نزاکت

حضرت محمد صلی الله علیه و آله

مبارک

برچسب: نویسنده: حمید هیدجی تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1391 ساعت: 20:20

اسید فسفریک موجود در نوشابه بر استخوانها،مغز، و ماهیچهها اثر میگذارد و مانع جذب کلسیم در این اندامها میشود. اسید فسفریکبا کلسیم استخوانها رقابت کرده و کلسیم را از سطح استخوانی برداشت کرده وخود جایآن مینشیند و بدین ترتیب از طرفی سبب نرمی وپوکی استخوان شده و از طرفی رسوباتکلسیم وارد خون شده و ایجاد سنگ کلیه میکند.

کاهش کلسیم در مغز موجب بروز احساسکسالت و رخوت میشود، همچنین کاهش کلسیم در ماهیچهها موجب ضعف آنها و در نتیجهضعف جسمانی میگردد.


برچسب: نویسنده: حمید هیدجی تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1391 ساعت: 20:20

غده پاراتیروئید، وظیفه تنظیم کلسیم و فسفر بدن و جذب آن ها را به عهده دارد. این غده کلسیم و فسفر را با یکدیگر و در کنار هم می شناسد ، بنابراین در زمانی که ماده غذایی حاوی کلسیم مانند پنیر را مصرف می کنیم، بایستی همراه آن نیز مواد حاوی فسفرمانند گردو مصرف کنیم، در غیر اینصورت، غده پاراتیروئید، فسفر را از مغز برمی دارد که موجب کند ذهنی می شود.

برچسب: نویسنده: حمید هیدجی تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1391 ساعت: 20:20

زندگیمان را به یاری خدا با:

تجربه دیروز ، تلاش امروز و امید به فردا بگذرانیم

نباشد که با :

حسرت دیروز ، اتلاف امروز و ترس از فردا زندگی کنیم


برچسب: نویسنده: حمید هیدجی تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1391 ساعت: 20:20



در اکثر سبزیجات ماده ای بنام بتا کاروتن (پیش ساز ویتامین A ) وجود دارد که در هویج غلظت آن بیشتر از سایر سبزیجات می باشد.
در افرادی که هرگز سیگار نکشیده اند؛ بتا کاروتن بهترین ماده مغذی برای جلوگیری از سرطان است.
ولی بتاکاروتن روی مواد سمی موجود در تنباکوی سیگار تاثیر می گذارد و خطر سرطان ریه ، مثانه ، حنجره و دهان را در افراد سیگاری و حتی کسانی که قبلآ سیگاری بوده اند، تا 50 % افزایش می دهد.
افراد سیگاری نباید از خوردن سایر سبزیجات خودداری کنند، چون مواد مفید دیگری در این سبزیجات وجود دارد که مانع تاثیرگذاری بتا کاروتن در مواد سمی توتون می شود.
سیگاری ها باید از خوردن موادی که غلظت بتا کاروتن آن زیاد است مثل هویج، کدو حلوایی ، طالبی و زرد آلو و نیز قرص های حاوی بتا کاروتن خودداری نمایند.


برچسب: نویسنده: حمید هیدجی تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1391 ساعت: 20:20

گفتی که هر کس یک نظر بیند مرا، جان میدهد

من هم به جان در خدمتم گر یک نظر بینم تو را

روزی صد بار آیم به کوی تو آشنا گردی به من

هر بار از بار دگر، بیگانه تر بینم تو را

برچسب: نویسنده: حمید هیدجی تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1391 ساعت: 20:17

عشق درابتدا کرامت می کند
گوییاشیرینی دل را بکامت میکند
بعد چندی میکشی فریاد دل
هم شکست و هم شکستم داد دل

دردشت خیس خاطرم چشمان تو مهتاب بود

گل واژه های خندهات همجون شراب ناب بود

دل درتمنای تو بیتابی اش بسیار بود

باید بسویت امدن گر اتش و گر اب بود

گل ابی وش مهتاب سیمایی تو دریایی

تو از دشت شقایق های زیبایی تو فردایی

توشمع محفل مایی تو ابی چشم شیدایی

توامید من ومایی تو رضوانی که میایی

گفتند کدامین عشق ؟ گفتیم صمیمانه
گفتند که دوستی چه ؟ گفتیم رفیقانه
گفتند سخن را چه ؟ گفتیم ادیبانه
گفتند به کوی دوست ؟ گفتیم ذلیلانه
گفتند که دنیا چه ؟ گفتیم نمی مانه
گفتند کدامین مرگ ؟ گفتیم غریبانه

هرچه کردم که شود خاک غم دیده ودل

قلم افشا نمود سر دل ودیده من

این خطوطی که رخم میشکند پیری نیست

رد عشق است بر این چهره خشکیده من

تودر سکوت خاطرم.حضوریک ترانه ای

و در کنار باورم . یقین یک بهانه ای

درون خلوت دلم که می تپد بیاد تو

بیا و روشنی بده.که تک چراغ خانه ای

بیا و باده ام بده . ز لعل لب پیاله ای

که مستیم زمی نبودتوخود می زمانه ای

بباغ خشک ارزو که می وزد خزان عمر

امید رفته از برم .برای من جوانه ای

خاک ره توگشتن
ناز تورا خریدن
در سر هر کوی دور
درپی تو دویدن
شب به نیاز چشمم
مه ز رخت کشیدن
پلک بهم فشردن
نقشت به خواب دیدن
وز پی دیدار تو
حسرت به دل کشیدن
تو حریم عشقی
امید من، تو دیدن

برچسب: نویسنده: حمید هیدجی تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1391 ساعت: 20:17

اي نگاهت نخي از مخمل و از ابريشم
چند وقت است که هر شب به تو مي انديشم



به تو آري ، به تو يعني به همان منظر دور
به همان سبز صميمي ، به همبن باغ بلور


به همان سايه ، همان وهم ، همان تصويري
که سراغش ز غزلهاي خودم مي گيري


به همان زل زدن از فاصله دور به هم
يعني آن شيوه فهماندن منظور به هم


به تبسم ، به تکلم ، به دلارايي تو
به خموشي ، به تماشا ، به شکيبايي تو


به نفس هاي تو در سايه سنگين سکوت
به سخنهاي تو با لهجه شيرين سکوت


شبحی چند شب است آفت جانم شده است
اول اسم کسی ورد زبانم شده است


در من انگار کسی در پی انکار من است
یک نفر مثل خودم ، عاشق دیدار من است


یک نفر ساده ، چنان ساده که از سادگی اش
می شود یک شبه پی برد به دلدادگی اش


آه ای خواب گران سنگ سبکبار شده
بر سر روح من افتاده و آوار شده


در من انگار کسی در پی انکار من است
یک نفر مثل خودم ، تشنه دیدار من است


یک نفر سبز ، چنان سبز که از سرسبزیش
می توان پل زد از احساس خدا تا دل خویش


رعشه ای چند شب است آفت جانم شده است
اول اسم کسی ورد زبانم شده است


آی بی رنگ تر از آینه یک لحظه بایست
راستی این شبح هر شبه تصویر تو نیست؟


اگر این حادثه هر شبه تصویر تو نیست
پس چرا رنگ تو و آینه اینقدر یکیست؟


حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش
عاشقی جرم قشنگی ست به انکار مکوش


آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود
آن الفبا که همه ورد زبانم شده بود


اینک از پشت دل آینه پیدا شده است
و تماشاگه این خیل تماشا شده است


آن الفبای دبستانی دلخواه تویی
عشق من آن شبح شاد شبانگاه تویی

برچسب: نویسنده: حمید هیدجی تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1391 ساعت: 20:17

باز هم در پرده ابهام زمان وامانده ام،هاله تنهایی وجودم را در بر گرفته ،در جستجوی نگاهی زندگی را باختم!

کاش نگاهم نگاهت را نمی دید،چرا که همان نگاه ،هیجان روح پرخروشم را تسکین دادو مرا نوازش کرد.

کاش نگاهم نگاهت را نمی دید،کاش....

هنوز به یاد تو هستم ،هنوز چون ستاره ای در شب تارم می درخشی،هنوز نمیدانی...

هنوز نمیدانی که آن شب تار ،چه سراسیمه و بی قراربرای دیدنت تا به کجا یک نفس دویدم،دویدم،اما هرگز نرسیدم.

هرگز...

برچسب: نویسنده: حمید هیدجی تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1391 ساعت: 20:17


عزيزم!

مي تواني خوشحال باشي، چون من دختر كم توقعي هستم. اگر مي گويم بايد تحصيلكرده باشي، فقط به خاطر اين است كه بتواني خيال كني بيشتر از من مي فهمي! اگر مي گويم بايد خوش قيافه باشي، فقط به خاطر اين است كه همه با ديدن ما بگويند"داماد سر است!" و تو اعتماد به نفست هي بالاتر برود!

اگر مي گويم بايد ماشين بزرگ و با تجهيزات كامل داشته باشي، فقط به اين خاطر است كه وقتي هر سال به مسافرت دور ايران مي رويم توي ماشين خودمان بخوابيم و بي خود پول هتل ندهيم!

اگر از تو خانه مي خواهم، به خاطر اين است كه خود را در خانه اي به تو بسپارم كه تا آخر عمر در و ديوارآن، خاطره اش را برايم حفظ كنند و هرگوشه اش يادآور تو و آن شب باشد!

اگر عروسي آن چناني مي خواهم، فقط به خاطر اين است كه فرصتي به تو داده باشم تا بتواني به من نشان بدهي چقدر مرا دوست داري و چقدر منتظر شب عروسيمان بوده اي!

اگر دوست دارم ويلاي اختصاصي كنار دريا داشته باشي، فقط به خاطر اين است كه از عشق بازي كنار دريا خوشم مي آيد... جلوي چشم همه هم كه نميشود!

اگر مي گويم هرسال برويم يك كشور را ببينيم، فقط به خاطر اين است كه سالها دلم مي خواست جواب اين سوال را بدانم كه آيا واقعا "به هركجا كه روي آسمان همين رنگ است"؟! اگر تو به من كمك نكني تا جواب سوالاتم را پيدا كنم، پس چه كسي كمكم كند؟!

اگر از تو توقع ديگري ندارم، به خاطر اين است كه به تو ثابت كنم چقدر برايم عزيزي!
و بالاخره...


اگر جهيزيه چنداني با خودم نمي آورم، فقط به خاطر اين است كه به من ثابت شود تو مرا بدون جهيزيه سنگين هم دوست داري و عشقمان فارغ از رنگ و رياي ماديات

برچسب: نویسنده: حمید هیدجی تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1391 ساعت: 20:17


روزی هیزم شکنی در یک شرکت چوب بری دنبال کار می گشت و نهایتا" توانست برای خودش کاری پیدا کند. حقوق و مزایا و شرایط کار بسیار خوب بود، به همین خاطر هیزم شکن تصمیم گرفت نهایت سعی خودش را برای خدمت به شرکت به کار گیرد. رئیسش به او یک تبر داد و او را به سمت محلی که باید در آن مشغول می شد راهنمایی کرد. روز اول هیزم شکن 18 درخت را قطع کرد. رئیس او را تشویق کرد و گفت همین طور به کارش ادامه دهد. تشویق رئیس انگیزه بیشتری در هیزم شکن ایجاد کرد و تصمیم گرفت روز بعد بیشتر تلاش کند اما تنها توانست 15 درخت را قطع کند. روز سوم از آن هم بیشتر تلاش کرد ولی فقط 10 درخت را قطع کرد. هر روز که می گذشت تعــداد درخت هایی که قطع می کرد کمتر و کمتر می شد. پیش خودش فکر کرد احتمالا" بنیه اش کم شده است. پیش رئیس رفت و پس از معذرت خواهی گفت که خودش هم از این جریان سر در نمی آورد. رئیس پرسید:" آخرین باری که تبرت را تیز کردی کی بود؟" هیزم شکن گفت:" تیز کردن؟ من فرصتـی برای تیز کردن تبرم نداشتم تمام وقتم را صرف قطع کردن درختان می کردم!"

شما چطور؟ آخرین باری که تبرتان را تیز کرده اید کی بود؟


برچسب: نویسنده: حمید هیدجی تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1391 ساعت: 20:17



مردي در جهنم بود كه فرشته اي براي كمك به او آمد و گفت من تو را نجات مي دهم براي اينكه تو روزي كاري نيك انجام داده اي فكر كن ببين آن را به خاطر مي آوري يا نه؟

او فكر كرد و به يادش آمد كه روزي در راهي كه مي رفت عنكبوتي را ديد اما براي آنكه او را له نكند راهش را كج كرد و از سمت ديگري عبور كرد.

فرشته لبخند زد و بعد ناگهان تار عنكبوتي پايين آمد و فرشته گفت تار عنكبوت را بگير و بالا برو تا به بهشت بروي. مرد تار عنكبوت را گرفت در همين هنگام جهنميان ديگر هم كه فرصتي براي نجات خود يافتند به سمت تار عنكبوت دست دراز كردند تا بالا بروند اما مرد دست آنها را پس زد تا مبادا تار عنكبوت پاره شود و خود بيفتد. كه ناگهان تار عنكبوت پاره شد و مرد دوباره به سمت جهنم پرت شد فرشته با ناراحتي گفت تو تنها راه نجاتي را كه داشتي با فكر كردن به خود و فراموش كردن ديگران از دست دادي. ديگر راه نجاتي براي تو نيست و بعد فرشته ناپديد شد.
__________________

برچسب: نویسنده: حمید هیدجی تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1391 ساعت: 20:17

روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود. از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟ مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم.

حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی. مورچه گفت: تمام سعی ام را می کنم...

حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشت کار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد.

مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آ ورد...


تمام سعی مان را بکنیم، پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست...

برچسب: نویسنده: حمید هیدجی تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1391 ساعت: 20:16

شهرام شکوهی
سفره بی ریا

یکی بود و یکی نبود / عشق بود و نفرت نبود

خالی اگر سفره ها / عشق تو دلا جاری بود

شب همه ماه بود و نور / دلا همه سنگ صبور

سفره ی شام بهانه ای / برای شادی و سرور

سادگی کو / عشق کجاست

سفره ی ما ای دوست بی ریاست

برچسب: نویسنده: حمید هیدجی تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1391 ساعت: 20:16

برچسب: نویسنده: حمید هیدجی تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1391 ساعت: 20:13

برچسب: نویسنده: حمید هیدجی تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1391 ساعت: 20:13

می روم خسته و افسرده و زار

سوی منزلگه ویرانه خویش

به خدا می برم از شهر شما

دل شوریده و دیوانه خویش

 

می برم تا که در ان نقطه ی دور

شستشویش دیم از رنگ گناه

شستشویش دهم از لکه ی عشق

زین همه خواهش بی جا و تباه

 

می برم تا ز تو دورش سازم

ز تو ای جلوه ی امید محال

می برم زنده به گورش سازم

تا از این پس نکند یاد وصال

 

ناله می لرزد می رقصد اشک

آه بگذار که بگریزم من

از تو ای چشمه ی جوشان گناه

شاید آن به که بپرهیزم من

بخدا غنچه ی شادی بودم

دست عشق آمد و از شاخم چید

شعله ی آه شدم صد افسوس

که لبم باز بر آن لب نرسید

 

عاقبت بند سفر پایم بست

می روم خنده به لب خونین دل

می روم از دل من دست بردار

ای امید عبث بی حاصل...

 

برچسب: نویسنده: حمید هیدجی تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1391 ساعت: 20:13

یکی را دوست میدارم
یکی را دوست میدارم
ولی افسوس او هرگز نمی داند
نگاهش میکنم
نگاهش میکنم
شاید
شاید
بخواند از نگاهه من که او را دوست میدارم
ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمی خواند
وای
به برگ گل نوشتم من
به برگ گل نوشتم من
که او را دوست میدارم
ولی افسوس
ولی افسوس
او گل را به زلف کودکی آویخت تا او را بخنداند
صبا را دیدم و گفتم صبا دستم به دامانت
صبا را دیدم و گفتم صبا دستم به دامانت
بگو از من به دلدارم تو را من دوست میدارم
ولی ناگه
ولی ناگه
ز ابر تیره برقی جست و روی ماه تابان را بپوشانید

من به خاکستر نشینی عادت دیرینه دارم
سینه مالامال غم اما دلی بی کینه دارم

پاکبازم من ولی در آرزویم عشق باز یست
مثل هر جنبندهای من هم دلی در سینه دارم

من عاشقه،عاشق شدنم
من عاشقه، عاشق شدنم

در کدامین مکتب و مذهب جرم است پاکبازی
در جهان صدها هزاران پاکباز از سینه دارم
کار هر کس نیست مکتب داری این پاکبازان
هدیه از سلطان عشق بر هر دو پایم پینه دارم

پینه دارم

من عاشقه،عاشق شدنم
من عاشقه، عاشق شدنم

من از بیراهه های هله بر می گردم و آواز شب دارم
هزار و یک شبی دیگر نگفته زیر لب دارم
مثال کوره میسوزم تنم از عشق امید طرم دارد
حدیث تازه ای از عشق مردان حلب دارد

من عاشقه،عاشق شدنم
من عاشقه، عاشق شدنم

من به خاکستر نشینی عادت دیرینه دارم
سینه مالامال غم اما دلی بی کینه دارم

پاکبازم من ولی در آرزویم عشق باز یست
مثل هر جنبنده ای من هم دلی در سینه دارم

من عاشقه،عاشق شدنم
من عاشقه، عاشق شدنم

من عاشقه،عاشق شدنم
من عاشقه، عاشق شدنم

برچسب: نویسنده: حمید هیدجی تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1391 ساعت: 20:13

فرشته

     

برچسب: نویسنده: حمید هیدجی تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1391 ساعت: 20:13

فرشته

برچسب: نویسنده: حمید هیدجی تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1391 ساعت: 20:13

 

گفتم به گل زرد چرا رنگ مني

افسرده و دلتنگ چرا مثل مني

من عاشق اويم که رنگم شده زرد

تو عاشق کيستي که هم رنگ منی

 

گر نيايی تا قيامت انتظارت می کشم.
منت عشق از نگاه پر شرابت می کشم.
ناز چندين ساله ی چشم خمارت می کشم.
تا نفس باقيست
اينجا انتظارت می کشم.....

 

زندگی عشق است افسانه نيست
آنکه عشق راآفريد ديوانه نيست

 

زدم فرياد خدايا اين چه رسمی است رفيقان را جدا کردن هنر نيست رفيقان قلب انسانند خدايا بدون قلب چگونه ميتوان زيست.

 

وفا داری را بايد از نيلوفری آموخت که به دور هر شاخه ای میپيچد در آغوشش ميميرد.

 

ديشب تو فكرت بودم كه يه قطره اشك از چشمام جاري شد ........ از اشك پرسيدم چرا اومدي؟؟ گفت آخه تو چشمات كسي هست كه ديگه اونجا جاي من نيست.

 

۲تا ادم برفی ۲طرفه رود خونه عاشقه همديگه ميشن.از عشق همديگه آب ميشن تا شايد وسط رودخونه به هم برسن.

 

زندگی مثل پیانو است ، دکمه های سیاه برای غم ها و دکمه های سفید برای شادی ها . اما زمانی میتوان آهنگ زیبایی نواخت که دکمه های سفید و سیاه را با هم فشار دهی.

 

 زندگي را دور بزن و آن گاه که بر تارک بلند ترين قله ها رسيدي، لبخند خود را نثار تمام سنگريزه هايي کن که پايت را خراشيدند.

 

اگر تمام شب برا ي از دست دادن خورشيد گريه کني لذت ديدن ستاره ها را هم از دست خواهي داد.

 

سرنوشت ننوشت گر نوشت بد نوشت اما باور كن نميتوان سرنوشت را را از سر نوشت.

 

از دست تو رنجيدم و چيزي نگفتم

با ديگران ديدم و چيزي نگفتم

كلي سفارش كرده بودي من نفهمم

اين نكته را فهميدم و چيزي نگفتم

 

آنگاه كه ... ضربه هاي تيشه زندگي را بر ريشه آرزوهايت حس مي كني؛ به خاطر بياور كه... زيبايي شهاب ها از شكستن قلب ستارگان است!!!

 

اشك ها اسكي سواراني ماهرند كه از زير چشم ها شروع به حركت مي كنند و از گونه ها با مهارت مي پرند و در كنار لب ها از خط پايان مي گذرند.

 

پرسيدم : عشق چيست ؟ گفت : آتشي است . گفتم : مگر آن را ديده اي ؟ گفت : نه در آن سوخته ام.

 

اي دوست دلت هميشه زندان من است

آتشكده عشق تو از آن من است

آن روز كه لحظه وداع من و توست

آن شوم ترين لحظه پايان من است

 

طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته ... شعر مي گويم به يادت در قفس غمگينو خسته ... من چه تنها و غريبم بي تو در درياي هستي ... ساحلم شو غرق گشتم بي تو در شبهاي مستی

 

عشق دروغی بود که در تمام این سال ها باورش داشتم و چه تاوان سنگینی داشت همین اشتباه کوچک.

 

برچسب: نویسنده: حمید هیدجی تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1391 ساعت: 20:13

http://www.cloob.com/clubname/darodasteromiha

نتیجه اش باحاله...

لطفا توی این قسمت شعر نذارین فقط به سوال جواب بدین ! ممنون

برچسب: نویسنده: حمید هیدجی تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1391 ساعت: 20:08

برچسب: نویسنده: حمید هیدجی تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1391 ساعت: 20:08

از وقتی شوخی اختراع شد
دیگه هیچ حرفی تو دل كسی نموند


یک ساعته اومدم وبم در اتاقمم بستم که دارم مثلن درس میخونم
الان بابام زنگ زده به گوشیم میگه دخترم داری چیکار میکنی؟

گفتم دارم درس میخونم

میگه بیا کیفو کتابتو از رو مبل بردار که بهتر متوجه شی
:|
من: ای بابا میگم همش یه چیزیو جا گذاشتما


اومدم یه آدم خوشتیپ و نانازو بغل کنم.
.
.
.
.
... ... .
.
.
خوردم به آیینه..
شانس آوردم نشکستا..


فکر کن مثلا کنسرت هایده باشه

بعد هایده بیاد رو سن بخونه

عجیجان همه با هم بخوانید

که امشب شب عجقه که امشب شب عجقه!

بقیه توی ادامه مطلبن...

برچسب: نویسنده: حمید هیدجی تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1391 ساعت: 20:08

برچسب: نویسنده: حمید هیدجی تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1391 ساعت: 20:08

صفحه بندی